نگاهی به گلوگاه نیروی انسانی، آموزش و فشار کاری کنترلرهای ترافیک هوایی در ایالات متحده
کمبود نیروی انسانی در مراقبت پرواز ایالات متحده طی سالهای اخیر به یکی از چالشهای جدی پیش روی سازمان هوانوردی فدرال آمریکا (FAA) تبدیل شده است؛ چالشی که پس از سانحه مرگبار برخورد یک فروند هواپیمای مسافربری و یک بالگرد نظامی در نزدیکی فرودگاه ملی رونالد ریگان واشنگتن در ژانویه ۲۰۲۵، بار دیگر مورد توجه گسترده قرار گرفت.
در یادداشتی منتشرشده در فوریه ۲۰۲۵ در نشریه Jotting In Purple، نویسنده با تمرکز بر مسئله کمبود کنترلر، به عواملی همچون محدودیت ظرفیت آموزش، کمبود مربیان، بازنشستگی نیروهای باتجربه، فشار کاری و اضافهکاری کنترلرها پرداخته است. نویسنده همچنین معتقد است افزایش تعداد نیروهای ورودی، بدون رفع گلوگاه موجود در فرایند آموزش و کسب صلاحیت، الزاماً به افزایش سریع تعداد کنترلرهای عملیاتی منجر نخواهد شد.
گلوگاه اصلی؛ آموزش و تبدیل کارآموز به کنترلر عملیاتی
یکی از نکات قابل توجه در این تحلیل، تفاوت میان «استخدام» و «تأمین کنترلر واجد صلاحیت» است.
در حرفهای مانند مراقبت پرواز، جذب نیروی جدید تنها نخستین مرحله از یک فرایند طولانی است. کارآموز باید مراحل آموزش پایه، آموزش تخصصی، آموزش در محیط عملیاتی و در نهایت ارزیابی و اخذ صلاحیتهای لازم را پشت سر بگذارد.
به همین دلیل، افزایش ظرفیت استخدام لزوماً به معنای افزایش متناسب ظرفیت عملیاتی نیست. اگر تعداد مربیان، ارزیابان و کنترلرهای باتجربه برای پشتیبانی از فرایند آموزش کافی نباشد، خودِ نیروی انسانی موجود میتواند به گلوگاه تبدیل شود.
نویسنده مقاله همچنین به پیامدهای همهگیری کووید-۱۹ اشاره میکند؛ دورهای که کاهش شدید ترافیک هوایی و تغییر شرایط عملیاتی، روند آموزش و برنامهریزی نیروی انسانی را تحت تأثیر قرار داد و در ادامه، کاهش تعداد برخی نیروهای باتجربه و مربیان، بازگشت به ظرفیت پیشین را دشوارتر کرد.
کمبود نیرو؛ مسئلهای فراتر از تعداد نفرات
کمبود کنترلر فقط به معنای خالی بودن تعدادی پست سازمانی نیست. زمانی که تعداد کنترلرهای دارای صلاحیت در یک واحد کمتر از سطح مورد نیاز باشد، پیامد آن میتواند در قالب افزایش اضافهکاری، تغییر برنامه شیفتها، کاهش انعطاف عملیاتی و افزایش فشار بر نیروهای موجود ظاهر شود.
در زمان انتشار این مقاله، گزارشهایی درباره وضعیت غیرعادی نیروی انسانی در برج کنترل فرودگاه ملی ریگان منتشر شده بود. بر اساس گزارشهای آن زمان، در هنگام حادثه، برخی وظایف که معمولاً بهصورت جداگانه انجام میشدند، توسط یک کنترلر پوشش داده شده بود.
FAA نیز پس از حادثه، اقداماتی برای تقویت نیروی انسانی و کاهش ریسک در فرودگاه ریگان انجام داد و محدودیتهایی را بر ظرفیت عملیاتی و ترافیک بالگردها اعمال کرد.
فشار کاری؛ حلقهای که نباید نادیده گرفته شود
یکی از موضوعات مهم در بحث کمبود نیروی انسانی، رابطه میان staffing و workload است.
در محیط مراقبت پرواز، افزایش بار کاری صرفاً به معنای افزایش تعداد هواپیما نیست. نوع ترافیک، پیچیدگی فضای هوایی، همزمانی عملیات، تعداد فرکانسها، محدودیتهای رویهای، شرایط جوی و نیاز به هماهنگیهای متعدد، همگی میتوانند بار کاری کنترلر را افزایش دهند.
از سوی دیگر، فشار کاری مستمر میتواند به فرسودگی نیروی انسانی منجر شود و چرخهای ایجاد کند که در آن کمبود نیرو، فشار کاری را افزایش داده و فشار کاری نیز حفظ و آموزش نیروی جدید را دشوارتر کند.
یافتههای نهایی هیئت ملی ایمنی حملونقل آمریکا (NTSB) درباره سانحه واشنگتن نیز نشان داد که بار کاری بالای کنترلرها در دورهای از افزایش ترافیک، توانایی ATC برای پایش تعارضهای در حال شکلگیری و ارائه بهموقع هشدارهای ایمنی را کاهش داده بود.
استخدام بیشتر، اما با چه ظرفیت آموزشی؟
FAA در برنامه نیروی انسانی خود برای سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۸، افزایش قابل توجه جذب و آموزش کنترلر را پیشبینی کرده است. این سازمان اعلام کرده بود که تعداد کنترلرهای آن در سال مالی ۲۰۲۴ به ۱۴٬۲۶۴ نفر رسیده و در همان سال ۱٬۸۱۱ نیروی جدید جذب شدهاند.
اما تجربه آمریکا یک نکته مهم برای تمام سیستمهای مراقبت پرواز دارد: حل کمبود نیروی انسانی صرفاً با افزایش ظرفیت جذب امکانپذیر نیست.
برای تبدیل یک داوطلب به کنترلر دارای صلاحیت، مجموعهای از منابع باید همزمان در دسترس باشد؛ از ظرفیت آموزش اولیه و شبیهساز گرفته تا مربیان عملیاتی، ارزیابان، موقعیتهای آموزشی در واحد و فرصت کافی برای کسب تجربه عملیاتی.
در واقع، اگر ظرفیت آموزش عملیاتی از ظرفیت جذب کمتر باشد، افزایش ورودی میتواند بهجای حل مسئله، صرفاً صف طولانیتری از کارآموزان ایجاد کند.
درس مهم برای صنعت هوانوردی
مقاله Jotting In Purple اگرچه دیدگاهی شخصی است و برخی بخشهای آن، بهویژه مباحث سیاسی و موضوع DEI، نیازمند احتیاط و بررسی مستقل هستند، اما مسئله اصلی آن یعنی رابطه میان staffing، training و operational workload موضوعی جدی و قابل بررسی در صنعت مراقبت پرواز است.
حتی یافتههای نهایی NTSB درباره حادثه واشنگتن نشان داد که نباید یک سانحه پیچیده را صرفاً به یک عامل مانند «کمبود کنترلر» نسبت داد. این هیئت در بررسی خود مجموعهای از عوامل سیستمی شامل طراحی مسیرهای بالگرد، مدیریت ریسک، رویههای ATC و محدودیتهای مفهوم «دید و اجتناب» را مؤثر دانست و ۳۳ توصیه ایمنی برای FAA صادر کرد.
این موضوع یک پیام مهم برای مدیران سیستمهای مراقبت پرواز دارد: ایمنی پایدار، نتیجه عملکرد یک جزء منفرد نیست؛ بلکه حاصل تعادل میان تعداد و صلاحیت نیروی انسانی، آموزش، ظرفیت عملیاتی، طراحی فضای هوایی، فناوری، رویهها و مدیریت ریسک است.
در نهایت، شاید مهمترین درس تجربه آمریکا این باشد که فاصله میان «تعداد کنترلرهای استخدامشده» و «تعداد کنترلرهای واقعاً دارای صلاحیت و قابل استفاده در عملیات» میتواند بسیار مهمتر از خودِ آمار استخدام باشد.
