بازسازی رادارها کافی نیست؛ بازسازی نیروی انسانی و عدالت ساختاری در مراقبت پرواز
گزارشها و تحلیلهای رسانهای، تأخیرهای اخیر پروازی را عمدتاً به آسیبدیدن زیرساختها و سامانههای راداری در جریان تهاجم نسبت میدهند. این تفسیر تا حد زیادی درست است، اما تصویر کاملتری لازم است: بسیاری از نواقص فنی پیش از بحرانهای اخیر وجود داشت و بارها نسبت به فرسودگی سامانهها هشدارهایی مطرح شده بود که مدیریت مؤثر و ریشهای برای آنها انجام نگرفت.
در نقش کنترلرها؛ پوشش خطاها با تعهد حرفهای
کنترلرهای ترافیک هوایی با شناخت شرایط خطیر کشور—بهویژه در دوران پس از جنگ دوازدهروزه و در طول جنگ رمضان—با تکیه بر تخصص و التزام حرفهای خود تلاش کردهاند پیامدهای کمبود زیرساخت را کاهش دهند و ایمنی پرواز و جان و مال مردم را حفظ کنند. این تلاشهای فردی و جمعی نباید بهعنوان جایگزینی برای اقدامات ساختاری و سازمانی جهت رفع ریشهای مشکلات تلقی شود.
چالشهای نیروی انسانی؛ ظرفیت در معرض فرسایش
برخی از مشکلات اصلی نیروی انسانی که بر کیفیت خدمات مراقبت پرواز تأثیر گذاشتهاند عبارتاند از:
- کمبود نیروی متخصص و افزایش بار کاری برای کارکنان موجود،
- طولانیشدن مسیرهای کسب تخصص و نیاز به زمان قابل توجه برای تربیت کنترلرهای ماهر،
- مهاجرت رو به افزایش متخصصان و خروج سرمایهٔ انسانی،
- نواقص در نظام آموزشهای حرفهای و کمیت و کیفیت دورههای آموزشی،
- مسائل معیشتی و انگیزشی که نگهداشت نیروی انسانی را دشوار میکند.
این عوامل جمعی باری سنگین بر دوش کارکنان مراقبت پرواز گذاشتهاند؛ باری که تا کنون بهطور کامل کاسته نشده است.
بیعدالتی ساختاری؛ ناکارآمدی در توزیع سهم و نقشها
اما ضربۀ اصلی فراتر از زیرساخت و کمبود نیروی انسانی است و به ساختار مدیریت و حکمرانی در صنعت هوانوردی بازمیگردد. مواردی که در متن دغدغهها برجسته شده شامل توسعهٔ نامتوازن صف و ستاد، نادیدهگرفتن سهم مراقبت پرواز در مناسبات فنی و اتخاذ تصمیمات غیروابسته به شواهد و معیارهای علمی است. نتیجهٔ این رویه، کاهش سهم و جایگاه عملی متخصصان مراقبت پرواز نسبت به آوردهٔ فنی و عملی آنها برای نظام هوانوردی است؛ پدیدهای که در اغلب اوقات در قالب «تساوی ناقص» یا تبعیض ساختاری جلوه کرده است.
سؤالات کلیدی در مسیر بازسازی
با فرض آنکه رادارها و سایر تجهیزات فنی بازسازی شوند، پرسشهای اساسی که همچنان بیپاسخ میمانند عبارتاند از:
- چگونه میتوان همزمان با ترمیم تجهیزات، ظرفیت انسانی را بازسازی و تثبیت کرد؟
- چه سازوکارهایی برای اصلاح شکافهای ساختاری و تضمین سهم عادلانهٔ مراقبت پرواز لازم است؟
- چگونه میتوان مسیرهای آموزش و ورود به حرفه را تسریع و کیفیت آموزش را ارتقا داد بدون آنکه ایمنی به خطر بیفتد؟
- چه سیاستهایی میتواند مهاجرت نیروی متخصص را کاهش دهد و انگیزش و نگهداشت را تقویت کند؟
راهکارهای عمومی برای پیگیری (چه باید بررسی شود)
بدون ادعا به نسخهٔ واحد یا راهحل قطعی، برخی محورهای سیاستگذاری و عملیاتی که شایستهٔ بررسی و اصلاح هستند عبارتاند از:
- بازنگری ساختار مدیریتی بهمنظور توازن منطقی میان واحدهای صف و ستاد و شفافسازی سهم فنی مراقبت پرواز؛
- طراحی برنامههای آموزش متمرکز، ارتقای کیفیت آموزشهای حرفهای و تسهیل مسیرهای کسب صلاحیت؛
- اقدامات حمایتی برای نگهداشت کارکنان از جمله توجه به شرایط معیشتی، بستههای انگیزشی و مدیریت بار کاری؛
- ایجاد سازوکارهای شفاف برای پایش عملکرد و تصمیمگیری مبتنی بر داده و شواهد فنی؛
- گفتوگوی ملی و حرفهای میان ذینفعان (سازمانهای دولتی، شرکتهای هواپیمایی، انجمنهای حرفهای و کارکنان) برای تدوین راهکارهای عملی و قابل اجرا.
نتیجهگیری
بازسازی فیزیکی رادارها و زیرساختها گامی ضروری است، اما بهتنهایی کفایت نمیکند. تا زمانی که مسائل نیروی انسانی و بیعدالتیهای ساختاری در حوزهٔ هوانوردی حل نشود، بهبود پایداری در کیفیت خدمات و ایمنی پروازها ناپایدار خواهد بود. لازم است همزمان با مرمت تجهیزات، بازنگریهای سازمانی و برنامهریزی بلندمدت برای آموزش، نگهداشت و توزیع عادلانهٔ سهم متخصصان پیگیری شود.
جامعه متخصصین مراقبت پرواز ایران آماده است این مباحث را در چارچوبی حرفهای و مستدل پیگیری کرده و صدای تخصص را در گفتگوهای تصمیمساز بلندتر کند.
