در روز های اخیر در رسانه ها موضوع تاخیر های پرواز ها مورد بحث قرار گرفته است. رسانه ها عمده تاخیر این روز ها را متوجه از بین رفتن زیر ساخت ها از جمله رادار ها در جریان تهاجم تروریستی دشمن آمریکایی -صهیونیستی می دانند. برداشتی که تا حدودی درست است اما کامل نیست .
چگونه مشکلات همیشگی دیده نمی شد
مشکلات زیر ساخت و عدم دقت سامانه ها تا پیش از جنگ نیز وجود داشت که هشدارهای مختلف از مشکلات سامانه های نظارتی مخابره شده بود اما این مشکلات توسط نیروی متخصص و متعهد ایرانی بارها پوشش و جبران شده بود. هرچند که انتظار میرفت ،بخش های زیربط در صنعت هوانوردی به حل مشکل بپردازند که البته آن طور که باید نپرداختند.
نیروی متخصص متعهد در کنترل ترافیک هوایی کشور با درک موقعیت خطیر کشور به ویژه بعد از جنگ دوازده روزه و در طول جنگ رمضان تلاش میکرد تا با استفاده از تخصص ویژه خود تبعات مشکلات را کم و ایمنی پروازها و جان و مال مردم را حفظ کند.
چرایی تغییر رفتار کنترلر ها
اما عدم توجه مسئولان به مسائلی از قبیل کمبود نیروی انسانی ، طولانی شدن مراحل کسب تخصص ، مهاجرت روز افزون نیروی انسانی ، آموزش های ناکافی و … در کنار مسائل معیشتی باری سنگینی بر دوش کنترلر های ترافیک هوایی ایجاد میکرد که البته تاکنون به دلیل درک شرایط کشور از جنگ و محاصره بر زمین نگذاشته بودند.
اما چیزی که باعث ضربه سهمگین بر نیروی متخصص کنترل ترافیک هوایی شد وجود نا عدالتی در ساختار هوانوردی است. توسعه نامتوازن صف و ستاد ، نادیده انگاری سهم عملیات و مراقبت پرواز در مناسبات فنی و حکمرانی غیر علمی به همراه تشکیلات ناقص از مظاهر و علل بی عدالتی است تا جایی که سهم یک نیروی متخصص از آورده خود برای کشور ناچیز است.
بی عدالتی منشأ مشکلات
بی عدالتی که با رویکرد های تبعیض آمیز اجازه نمی دهد هر چیزی در جای خود قرار بگیرد. رویکرد تساوی ناقص در سال های گذشته ، امروز به تبعیض در هوانوردی به نفع مجموعه های ستادی و غیر سود آور شده است.
حال این سوال باقی می ماند در حالی که به ترمیم زیرساخت ها پرداخت می شود ، نیروی انسانی را چگونه ترمیم میکنید ؟ اگر تجهیزات و رادار ها دوباره نصب شوند بی عدالتی چگونه حل خواهد شد؟
اگر با باز سازی تجهیزات نابود شده در زمان جنگ ،سهم آنها از تاخیرهای پرواز ها را کم کنیم ، سهم تاخیر از بابت نگهداشت ناروا و ناعادلانه نیروی انسانی متخصص و متعهد چگونه حل خواهد شد ؟
